برچسب:
نویسنده: حسین اسماعیلی
دخترش که سرتا غرق آؤایش و ادا ئو اصول
ننه اش انقدر کثیف.
نگاه کردم به چادرش
بالای سر چادرش کثیف بود
زفت پول در بیاورد دیدم کیفش مثل زباله دانی است. همه چی در هم آشوب بود.
دستمال کاغذی و نایلون توی هم معلق میزد.
واقعن زن انقدر چرک!!
خونه اش چقدر لجن هست؟
...
عق!
برچسب:
نویسنده: حسین اسماعیلی
چون برود که رفته ای، در رگ و در مفاصلم!
سعدی
برچسب:
نویسنده: حسین اسماعیلی